کودک چطور احساساتش را تنظیم میکند؟ | رشد تنظیم هیجان از تولد تا ۷ سالگی
کودک چطور احساساتش را تنظیم میکند؟ | رشد تنظیم هیجان از تولد تا ۷ سالگی | راهنمای علمی برای والدین
تنظیم هیجان یکی از مهمترین مهارتهایی است که کودک در سالهای ابتدایی زندگی یاد میگیرد؛ مهارتی که پایهی رفتار، یادگیری، روابط اجتماعی و حتی سلامت روان بزرگسالی را شکل میدهد. بسیاری از رفتارهایی که والدین آنها را «لجبازی»، «بیادبی» یا «ضعف تربیتی» میدانند، در واقع بازتاب این واقعیتاند که مغز کودک هنوز توانایی کامل برای مدیریت احساسات شدید را ندارد.
در این مقاله، تنظیم هیجان را از زاویهی علمی بررسی میکنیم و توضیح میدهیم این مهارت چگونه از تولد تا ۷ سالگی رشد میکند و والدین چه نقشی در تقویت آن دارند.

تنظیم هیجان یعنی چه؟
در روانشناسی رشد، تنظیم هیجان به مجموعه تواناییهایی گفته میشود که به کودک کمک میکند احساسات خود را بشناسد، شدت آنها را تحمل کند و بهتدریج بتواند واکنشی متناسب با موقعیت نشان دهد. این مهارت شامل آرامسازی خود، صبر کردن، کنار آمدن با ناکامی و بیان احساسات به شکل کلامی است.
Gross, J. J. (1998). The emerging field of emotion regulation. Review of General Psychology.
Thompson, R. A. (1994). Emotion regulation: A theme in search of definition. Monographs of the SRCD.

مغز کودک و تنظیم هیجان؛ چرا کنترل احساسات سخت است؟
برای درک رفتار هیجانی کودک، باید بدانیم در مغز او چه میگذرد. تنظیم هیجان حاصل همکاری بین بخشهایی از مغز است که مهمترین آنها آمیگدالا و قشر پیشپیشانی هستند. آمیگدالا مسئول پردازش هیجانهای شدید مانند ترس و خشم است و خیلی زود فعال میشود. در مقابل، قشر پیشپیشانی نقش کنترل، فکر کردن و مهار تکانه را دارد.
- Casey, B. J., Jones, R. M., & Hare, T. A. (2008). The adolescent brain. Annals of the NYAS.
رشد تنظیم هیجان در سنین مختلف
تولد تا ۱۲ ماهگی: تنظیم هیجان از طریق والد
در سال اول زندگی، نوزاد هیچ توانایی درونی برای آرامسازی خود ندارد. گریه تنها ابزار ارتباطی اوست و آرام شدن کاملاً به واکنش اطرافیان وابسته است. وقتی والد به گریه نوزاد پاسخ میدهد، او را بغل میکند، با صدای آرام صحبت میکند یا تماس چشمی برقرار میکند، در واقع به مغز نوزاد میآموزد که استرس قابل کاهش است.
این تجربههای تکرارشونده، پایههای عصبی تنظیم هیجان را میسازند. نوزادانی که پاسخدهی حساس و قابل پیشبینی دریافت میکنند، در آینده توانایی بهتری در آرامسازی خود نشان میدهند.
- Feldman, R. (2007). Parent–infant synchrony. Current Directions in Psychological Science.

۱ تا ۲ سالگی: شروع خودتنظیمی بسیار ابتدایی
در این سن، کودک بهتدریج راههای سادهای برای آرام شدن پیدا میکند؛ مثلاً ممکن است به اسباببازی خاصی بچسبد یا برای لحظهای توجه خود را از عامل ناراحتکننده برگرداند. با این حال، توانایی کنترل هیجان هنوز بسیار محدود است و انفجارهای هیجانی کاملاً طبیعیاند.
Kopp, C. B. (1982). Antecedents of self-regulation. Developmental Psychology.
۲ تا ۳ سالگی: اوج قشقرقها
این بازه زمانی معمولاً سختترین دوره برای والدین است. کودک احساسات قویتری دارد، خواستههای بیشتری پیدا کرده، اما زبان و کنترل تکانه هنوز رشد کافی نکردهاند. نتیجه این ناهماهنگی، قشقرقهای شدید، جیغ و پرتاب اشیا است.
پژوهشها نشان میدهند این رفتارها نشانهی مشکل روانی یا تربیت نادرست نیستند، بلکه بخشی طبیعی از رشد تنظیم هیجاناند. واکنش والد در این دوره نقش تعیینکنندهای در آینده هیجانی کودک دارد.

۳ تا ۵ سالگی: زبان به کمک هیجان میآید
در این سنین، کودک کمکم میتواند احساسات ساده خود را با کلمات بیان کند. همین توانایی زبانی باعث میشود شدت رفتارهای انفجاری کمتر شود. کودک میتواند بگوید «عصبانیام» یا «ناراحتم»، اما هنوز در شرایط خستگی یا فشار، ممکن است کنترل خود را از دست بدهد.
در این مرحله، آموزش نام احساسات و مدلسازی والد بسیار اثرگذار است.
- Denham, S. A. et al. (2003). Preschool emotional competence. Child Development.

۵ تا ۷ سالگی: تنظیم هیجان آگاهانهتر
در این دوره، کودک میتواند راهبردهای سادهای برای آرامسازی خود یاد بگیرد و از آنها استفاده کند. با این حال، انتظار کنترل کامل هیجان در این سن هم واقعبینانه نیست. بسیاری از مشکلات رفتاری در مدرسه ناشی از این است که کودک هنوز در حال یادگیری تنظیم هیجان است.

چه عواملی تنظیم هیجان کودک را تضعیف میکند؟
Berger, R. H. et al. (2012). Journal of Child Psychology and Psychiatry.
چه کارهایی به والدین واقعاً کمک میکند؟
موثرترین عامل رشد تنظیم هیجان، رابطهی امن کودک با والد است. کودک ابتدا از طریق آرام شدن کنار والد، تنظیم هیجان را تجربه میکند و بعدها این توانایی را درونی میسازد. نامگذاری احساسات، حفظ آرامش والد و آموزش تدریجی راهبردهای آرامسازی، همگی در پژوهشها تأیید شدهاند.

چه زمانی باید نگران شویم؟
American Academy of Pediatrics. Developmental‑Behavioral Pediatrics Guidelines.
سوالات متداول
آیا قشقرق کودک نشانهی تربیت اشتباه یا ضعف والدین است؟
در اغلب موارد، خیر. قشقرق رفتاری طبیعی در روند رشد تنظیم هیجان است، بهویژه در بازهی سنی ۲ تا ۴ سالگی. در این سن، مغز کودک هنوز توانایی مهار احساسات شدید را ندارد و زبان نیز برای بیان کامل نیازها و ناکامیها کافی نیست. به همین دلیل، هیجان از مسیر رفتار بیرون میریزد.
پژوهشها نشان میدهند حتی کودکانی که والدین آگاه و پاسخده دارند نیز دچار قشقرق میشوند. آنچه اهمیت دارد، واکنش والد به قشقرق است، نه وجود یا عدم وجود آن. واکنش آرام، همدلانه و قابل پیشبینی به کودک کمک میکند مسیرهای عصبی تنظیم هیجان را بسازد، در حالی که واکنشهای تنبیهی یا تحقیرآمیز میتوانند شدت و تداوم قشقرقها را بیشتر کنند.
آیا بعضی کودکان ذاتاً تنظیم هیجان ضعیفتری دارند؟
بله، کودکان از نظر سرشتی با یکدیگر متفاوتاند. برخی کودکان از بدو تولد حساستر، واکنشپذیرتر یا هیجانیتر هستند. این ویژگیها بخشی از خلقوخو (Temperament) کودک محسوب میشوند و به خودی خود «اختلال» نیستند.
اما نکتهی کلیدی این است که سرشت، سرنوشت نیست. پژوهشهای رشد نشان میدهند کودکانی که سرشت هیجانیتری دارند، اگر در محیطی امن و با والدین همدل رشد کنند، میتوانند حتی مهارتهای تنظیم هیجان قویتری نسبت به همسالان خود پیدا کنند. در مقابل، محیطهای پرتنش یا بیثبات میتوانند همین ویژگی سرشتی را به مشکل رفتاری تبدیل کنند.
آیا تنبیه میتواند به کودک کمک کند احساساتش را بهتر کنترل کند؟
تنبیه ممکن است در کوتاهمدت باعث توقف یک رفتار شود، اما پژوهشهای گسترده نشان دادهاند که به رشد تنظیم هیجان کمکی نمیکند. دلیلش این است که تنبیه به کودک نمیآموزد «در موقعیت هیجانی چه کاری انجام دهد»، بلکه فقط به او یاد میدهد هیجانش را پنهان کند یا از والد بترسد.
کودکی که بهخاطر گریه، خشم یا قشقرق تنبیه میشود، پیام میگیرد که احساساتش پذیرفته نیستند. این موضوع میتواند در بلندمدت منجر به مشکلاتی مانند اضطراب، پرخاشگری پنهان یا دشواری در بیان احساسات شود. رویکردهای مبتنی بر همدلی و آموزش تدریجی، در مطالعات علمی اثربخشی بیشتری نشان دادهاند.
از چه سنی میتوان از کودک انتظار داشت احساساتش را کنترل کند؟
انتظار کنترل هیجان باید متناسب با سن و رشد مغز کودک باشد. در سالهای قبل از ۵ سالگی، تنظیم هیجان هنوز بهشدت وابسته به کمک والد است. حتی در سنین دبستان نیز کودک در شرایط خستگی، گرسنگی یا استرس ممکن است کنترل خود را از دست بدهد.
پژوهشهای عصبروانشناسی نشان میدهند قشر پیشپیشانی مغز، که مسئول کنترل تکانه و تصمیمگیری است، تا اواخر کودکی و حتی نوجوانی به رشد خود ادامه میدهد. بنابراین، هدف والدین نباید «کنترل کامل هیجان» باشد، بلکه کمک به پیشرفت تدریجی کودک در مدیریت احساسات است.
آیا گفتن «گریه نکن» یا «چیزی نشده» به کودک کمک میکند؟
در ظاهر ممکن است این جملات آرامکننده به نظر برسند، اما در واقع اغلب نتیجهی معکوس دارند. وقتی به کودک گفته میشود «گریه نکن» یا «چیزی نشده»، پیام پنهانی که دریافت میکند این است که احساسش نادرست یا اغراقآمیز است.
پژوهشها نشان میدهند نامگذاری و پذیرش احساسات، حتی وقتی نمیتوان رفتار کودک را تأیید کرد، به تنظیم هیجان کمک بیشتری میکند. بهجای خاموش کردن احساس، بهتر است آن را به رسمیت بشناسیم و سپس کودک را در پیدا کردن راهی برای آرام شدن همراهی کنیم. این رویکرد همدلی را با آموزش مهارت ترکیب میکند.
آیا صحبت کردن درباره احساسات، کودک را لوس یا ضعیف میکند؟
خیر. برخلاف این تصور رایج، کودکانی که یاد میگیرند درباره احساساتشان حرف بزنند، معمولاً در آینده انعطافپذیرتر و از نظر روانی سالمتر هستند. صحبت کردن درباره احساسات باعث میشود هیجان از حالت مبهم و تهدیدکننده خارج شود و قابل مدیریت گردد.
مطالعات نشان دادهاند کودکانی که در خانوادههایی با «گفتوگوی هیجانی» رشد میکنند، در مدرسه روابط اجتماعی بهتری دارند و کمتر دچار مشکلات رفتاری میشوند. بنابراین، آموزش هیجان نهتنها ضعف نیست، بلکه یکی از پایههای قدرت روانی کودک محسوب میشود.
مطالبی که بعد از این مقاله باید بخوانید
- اگر از این مقاله لذت بردید و به دنبال اطلاعات بیشتری برای رشد همهجانبه کودکتان هستید، حتماً سری هم به این مطالب علمی و کاربردی بزنید(روی عنوان مقالات کلیک کنید):
۶ تله روانی خطرناک در کودکان مضطرب
- روشهای علمی و عملی برای پیشگیری و درمان اضطراب کودکان
مراحل رشد هوش هیجانی در کودکان از تولد تا ۱۲ سالگی | راهنمای علمی برای والدین
- EQ مهارتی است که کودک را قادر میسازد احساسات خود را بشناسد و آنها را مدیریت کند.
چطور هوش هیجانی کودکمان را تقویت کنیم؟
- راهنمای کامل آموزش EQ در خانه برای والدین، همراه با مثال و ابزارهای کاربردی.
تقویت هوش اجتماعی در کودکان | روشهای علمی و کاربردی بر پایه جدیدترین یافتهها
- از مهارتهای همدلی تا کار گروهی – هوش اجتماعی را از پایه بسازید.
چطور هوش کلامی کودک را تقویت کنیم؟
- راهکارهای ساده برای رشد مهارتهای زبانی در سنین مختلف کودک.
تقویت هوش کودک | روشهای علمی برای پرورش ذهن کودکان از ۰ تا ۵ سال
- ترکیبی از بازی، گفتگو و محیط آموزشی برای پرورش ذهن پویا.
راهنمای جامع بازیهای مونتسوری برای کودکان
- با بازیهای هدفمند، خودآگاهی و خودتنظیمی را در کودک تقویت کنید.
رشد مهارتهای حرکتی ظریف در کودکان از تولد تا ۵ سالگی
- معرفی بازیهای تقویتکننده مهارتهای دستی و حرکتی برای هر سن.
راهنمای کامل ترک پوشک کودک + چکلیست و بازیهای آموزشی
- با حفظ عزتنفس کودک، فرایند را به تجربهای مثبت تبدیل کنید.
از پوشک تا اعتماد به نفس | چگونه آموزش ترک پوشک عزتنفس کودک را میسازد؟
- تحلیل روانشناختی تأثیر آموزشهای بهداشتی بر رشد هیجانی کودک.
چگونه کودکمان را بدون استرس از شیر بگیریم؟
- توصیههای علمی و گامبهگام برای یک تجربه عاطفی ملایم.
اهمیت بازیهای حرکتی در رشد کودکان
- حرکت، پایهای برای یادگیری – با بازی رشد فیزیکی را تقویت کنید.
- خواب منظم، آرامش بیشتر و رشد بهتر؛ راهکارهای عملی برای والدین.
- با آموزش مهارتهای خودمراقبتی، کودک را برای دنیای بیرون آماده کنید.
- وقتی کودک از اشتباه کردن میترسد: نشانهها، علتها و راهکارهای علمی برای تقویت اعتمادبهنفس
صبحها جنگ داریم: چرا بچهم مدرسه نمیره؟
- مدرسهگریزی (School Refusal) از نگاه روانشناسی کودک + راهکارهای کاربردی برای برگشت آرام به مدرسه
اسکرینتایم کودک چطور خواب و تمرکز را شکل میدهد؟
- آیا اضطراب ارثی است؟
- علت دیر حرف زدن کودک در سنین مختلف و واکنش درست والدین
- پیام پنهان کودک؛ علتهای آن و واکنش درست والدین
نظر خود را بنویسید